اه اه ظر خواب میدیدم با مینا خوابیدم.چه لذتیم میبردما.چکار کم بله من احتمالا عاشق لز هستم و دروناً اصن لزم هرچی دوس دارین به هرحال هرچه هست من ظاهرا و نمایشا و ریاکاراً متنفرم و عقم میگیره از زنها و عنم میگیره ازاینجور خوابها و دلم میخواد خودمو بزنم کوچکترین اثر و انگشتی از زن توی خوابم ببینم و عصبانیم و واقعا عقم میاد و ریدم تو دهنش ریدم تو دهنش ریدم تو دهنش. حالا من دوس داشتم تو خوابا ولی همونجا هی منتظر بودم مینا بکشه عقب.لعنتی تو سیّدی مراعاتی چیزی ،هی منتظر بودم بیخیال شه،میگفتم این اصن عمرا بلد باشه لز بدونه چیه الان بدش میاد اومده دراز کشیده فقط حالا یکمم چسبیده منظور نداره حالا من مریضم دارم تحریک میشم خوشم میاد این عقلش نمیرسه اصن الانم حرفش تموم میشه بلن میشه میره.چمیدونم چی، اینم بیخیال نمیشد ادامه میدادو پیش میرفت همینجور. هی من میگفتم آه مینا آه مینا.اه چمیدونم
No comments:
Post a Comment