Saturday, 30 November 2013

کسی سنگینی قلبم از فردا رفتن رو نمیبینه.چونه ی لرزونم رو

Thursday, 28 November 2013

Wednesday, 27 November 2013

خدا مرگش بده.فردارو جدی جدی میخوام قصد ِ روزه کنم هیچی نخورم.چقد داد ما خوردیم.اون از پرشب اون از امشب پسفردام که از صب میخواد ببرمون بده بخوریم.خدا خودش رحم کنه.هرچی زور زده بودم تو این دو ماه کم کرده بودم نصفیش برگشته فلن که.کثافت لعنتی.نباید اینجوری میشد.
تهش؟تهش اینه که  همیشه یه حسی میگه اینا عادی نیستن با من.من نمیدونم.شکمم الان از شدت پر آبی داره میترکه و من دارم خفه میشم  و حالم بده اما میخوام بگم آره ،مثه مامانای لنتی که همه چیو حس میکننو بو میکشن  منم میدونم که اشتبا نمیکنم ،میدونم که من به چشم یه خواهر معمولی جی اف نیستم.اینا به من نظر دارن.خلاصه ی از سرباز کنی ِ روونش همین جمله قبلی.بی افای خواهرامو میگم
بدم اومد ،ناراحت شدم ،داره گریم میگیره ،دارم کتابامو جم میکنم ،بسته بندی ،بره زیر تخت یک گوری ،دارم یکی یکی رو هم میزارمشونو میزارم تو پلاستیکو به عمری که سر ِ اینا گذاشتم فک میکنم.عمرم رفت.عمرم رفت.حداقل یک سالم سر همینا رفت رفت فقط ،فوق که هیچ ،فوق سال قبلش بود ،فوق یک گهی شد لااقل ،این کثافت چی؟این کثافت چی؟عمرم رفت فقط عمرم رفت فقط.دوباره هم باید بره.تصور کن دوباره همه ی اینارو دربیارم.تو فقط تصور کن تصور کن.ادا درمیارم که جمع شد تموم شد رفت مثه فوق رفت زیر تخت برای همیشه ،اینا چن ماه دیگه یکسال دوسال نشده چن ماه دیگه همه باید در بیاد دوباره.همه باید دربیاد دوباره.تموم نشده.هیچ وقت تموم نمیشه.این گهیها هیچ وقت تموم نمیشه

Tuesday, 26 November 2013

دلم میخواد دراز بکشم بازم.بازار ِزوری چه سود؟
آه خدایا  خسته شدم ،چرا ارگاسم نمیشم .چقد زور دیگه؟

Monday, 25 November 2013

کفتار ِسگ پدر ،به کی بگیم مثلا؟
خسته شدم.دلم نمیخواد فردا صب با مامانم برم بیمارستان.خسته شدم.دوس ندارم هر ده صب هرروز اونجا.یه روز خونه نبودم
به من نگفتی.نگفتی دوس دخترت رو.قرار بود که بگی
چقد من محجورو غریبم تو جما
چرا مردهارو آفریدی اصلا؟
تحمل ندارم.بدم میاد اعصاب ندارم حوصله ی تحمل ِ دوس پسرای خواهرامو ندارم.بدم میاد حوصله ی معاشرت باهاشونو ندارم.
دوس دختر داری
من گه خوردم گفتم پایه کله پاچه ُ غذا این چیزام.من گه خوردم.امتحان ِ علفو وسوسه ی راحتی بیس پاکت سیگار کشیدن تا ظهرم ارزونی خودتون.من غار ِ خودمو میخوام ولم کنین.نچسبین آدم یه چیزی میگه ،یه گهی میخوره.من بدم میاد از مردا.از هرجمی که مرد توشه.حوصله ندارم تا عصر با ی مشت مرد.یه مشت مردم نه  اصن همون یکی که هیچ کاریم به من نداره.من نمیخوام آقا ولم کنید.نمیخوام بم حال بدید تحویلم بگیرید.ولم کنید گو خوردم جوگیربازی دراوردم.من نمیخوام بیام بیرون.اصن از بیرون پیکنیک بدم میاد.از خونتنوم هرچی بیشتر.من اصن از جمع بدم میاد اه
چطور میتونین موزیک گوش بدین شماها؟
نگو که الان مامان بابام میخوان سکس کنن که واقعا اعصاب ندارم.لعنتی هنوز سر شبه ما تازه خوابیدیم احتیاطت کجا رفته بزار یکم از شب بگذره لااقل