بدم اومد ،ناراحت شدم ،داره گریم میگیره ،دارم کتابامو جم میکنم ،بسته بندی ،بره زیر تخت یک گوری ،دارم یکی یکی رو هم میزارمشونو میزارم تو پلاستیکو به عمری که سر ِ اینا گذاشتم فک میکنم.عمرم رفت.عمرم رفت.حداقل یک سالم سر همینا رفت رفت فقط ،فوق که هیچ ،فوق سال قبلش بود ،فوق یک گهی شد لااقل ،این کثافت چی؟این کثافت چی؟عمرم رفت فقط عمرم رفت فقط.دوباره هم باید بره.تصور کن دوباره همه ی اینارو دربیارم.تو فقط تصور کن تصور کن.ادا درمیارم که جمع شد تموم شد رفت مثه فوق رفت زیر تخت برای همیشه ،اینا چن ماه دیگه یکسال دوسال نشده چن ماه دیگه همه باید در بیاد دوباره.همه باید دربیاد دوباره.تموم نشده.هیچ وقت تموم نمیشه.این گهیها هیچ وقت تموم نمیشه
No comments:
Post a Comment